سوسک طلایی !!
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
گذشته ها
موضوع بندی

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 30 خرداد ماه سال 1386
بهای چی ؟؟

 

سلام

پست قبل نه....پست قبلیش.....یه بحث درباره عقیده عشق بود....

میخواستم ببینم عقیده آدما چقدر میتونه با هم فرق داشته باشه....

که خب....یه خرده فهمیدم...

حالا میخوام درباره بهاش بگم....

داداش رضا این فکرو انداخت تو سرم که درباره این بگم....

ما الان عشق رو تو چی میبینیم؟؟....

توی س....ک....س.....شعار ندین که نه....

هیچکس نیست که به اصطلاح عاشق باشه ولی این یه مورد رو از معشوقش نخواد....

خب حالا این وسط هم بعضی دخترا خوب کاسبی راه انداختن..!!!

پسره بهش میگه عاشقتم دوست دارم (راست و دروغش رو کار ندارم)...

تند و تند هم دختره رو میبره رستوران...کافی شاپ....

پول میز رو خود پسر میده.....جتی نمیذاره دختره پول خودشو بده....

کادو براش میخره....دختره هم با خودش میگه خوبه...

یه عاشق سینه چاک دارم برام خرج میکنه...

بذار تیغش بزنم...و کار تیغ زدنش شروع میشه..!!!

حالا پسره هم این وسط یه زرنگی میکنه...

با خودش میگه من برای این دختره خرج میکنم بعدم میبرمش خونه.....

خودمو ارضا میکنم و راحت!!!این کارو هم میکنه....

اگرم از ختره خوشش بیاد که خب باهاش میمونه که نیاز خودشو برطرف کنه...

دختره هم  خوشش میاد و ادامه میده و به نظر خودش داره پسره رو خوب تیغ میزنه...!!!

حالا اون پسر و دختر یا ۱ ماه با هم میمونن یا ۱ سال....یا ۱۰ سال.....

بعدم که از هم جدا میشن...

این وسط دختره میشینه گریه و زاری که من توی عشق شکست خوردم..

و همینطور بر عکس....

بهای چی رو داری میدی؟

برداشت ما اشتباست.....

الان هر جا رو نگا میکنی فقط داری ش..ه...و..ت رانی و س...ک...س رو میبینی

آدمایی رو میبینی که در روز تمام فکر و ذکرشون رو با اینجور مسائل میگذرونن....

من کاری ندارم دو طرف واقعا همدیگرو دوست دارن یا نه

 ولی آخرش به تنها چیزی ختم میشه س....ک....سه....

به نظرم دختر یا پسری که پا گذاشت رو عرف اجتماعی....

روی نظر دیگران....رو دینش.....باید پی همه چیشو به تنش بماله...

نه اینکه اگه با هم بودن بعد از هم جدا شدن بگن شکست خوردیم...

خودت خواستی پس چشمت کور...دندت نرم بساز...نگو شکست خوردم.....

بعضی دخترا هم که خدا رو شکر.....

به نظر خودشون میخوان پسرارو تیغ بزنن و برن اما کم میارن..

خودشون میخوان و میرن خونه پسره..!!!!

یه چند ساعتی رو با هم هستن....بعدم دختره میره پسره هم میره....

سریع هم من عاشقتم...من قربونت برم شروع میشه!!!نه

 جونم اینا برای شما علاقه نمیشه....

این فقط یه ش....ه....و...ت و هوس زودگذر....

یه مدت که بگذره برای هم عادی میشین...

اون جونم ....قربونت برم تبدیل میشه به دلم خواست...به تو چه...گمشو...!!!!!

دختره میگه پسره گولم زد...نامرد.....گذاشت رفت....

به خواستش رسید.....ولم کرد....!!!!!

بابا تو عقل داری...نکن...گوش به حرفش نکن....

نرو خونش...خودت خواستی...با پای خودت رفتی....

 

نگو گولم زد....اون گولت نزد...خودت خودتو گول زدی...!!!!!

ما بهای چی رو داریم اینجوری میپردازیم....!!!

 اینم یه اشتباه بزرگه....باید یاد بگیریم که محبت چیه....

خیلی حرف زدم...

نمی دونم چی بگم...آدم اینارو میبینه حرص میخوره....


یکی از دوستای گلم اشتباه برداشت کرده بود....

اینو میذارم اینجا که هر کسی برداشت اشتباه کرد دقیقا متوجه بشه منظور من چی بود:

منظور من از نوشته هام این بود

 که اگه میخواین فقط مثل دوتا دوست با هم باشین

 و با هم س...ک...س هم داشتین مساله ای نیست.....

اما بعدش هم اگه از هم جدا شدین گریه زاری راه نندازین....

خودتون خواستین اینجوری باشه دوستیتون....

 

فعلا...


پنجشنبه 24 خرداد ماه سال 1386
عقیده عشق...!!

عشق و دوست داشتن عوض شده....

الان واقعا نمیشه عشق واقعی رو از عشق غیر واقعی تشخیص داد....

همه چی قاطی شده...

آخرشم معلوم نمیشه که کی یه آجر بد گذاشته شد که همه چی داره بد پیش میره....

هرکسی یه جوری عاشق میشه...یکی میمیره برای طرفش و میشه مرتاض....

یکی دیگه اونقدر معشوق رو محدود میکنه که معشوق از طرف متنفر میشه..

یکی مشکوک میشه....یکی هر کاری برای عشقش میکنه..

اون یکی قط هدیه میخره....یکی دیگه پول خرج میکنه....

یه جا یکی خودکشی میکنه و................

همه عاشق میشن....ولی اینکه تا کی عاشق بمونن مساله است......

یکی شاید از یه نفر خوشش بیاد ولی میگه من دوست دارم...

یکی دیگه شاید طرف رو دوست داشته باشه ولی میگه میمیرم برات...

عاشقتم.....نشده که یه نفر واقعیت رو قبول کنه....

خیلی کم پیش میاد....

حالا بعضیا هم عکس العملشون توی شکست احساسی یه جوره....

یه نفر شکست میخوره تا آخر عمرش نه عاشق میشه نه ازدواج میکنه !!

یه نفر دیگه یه مدت ناراحت میشه بعد باز روز ازنو و روزی از نو....یه عشق جدید....

یکی از درون میشکنه....یه چیزی توش خورد میشه.....از دنیا میبره...

یه نفر دیگه به هوس رو میاره....هر روز با یکی.....

آخرشم خودشو توی همه چی غرق میکنه...

مذاره و میره.....

یه نفر خیلی راحت فراموش میکنه ....و..........................

همه با هم فرق دارن......

این حرفارو زدم که بدونم هر کسی چطوریه...؟

کدوم کار درسته.....؟

اصلا عشق واقعی در این زمان چطوریه....؟

عقیده من اینه :

سخت عاشق میشم....عاشق نمیشم....

اما اگرم بشم....اول با طرفم آشنا میشم بعد عاشق اخلاقش و وجودش میشم....

نه پولش نه تیپش نه چهرش.....

هیچی رو هم براش دریغ نمیکنم...حتی جونمو....

قرار هم نیست همه رو بیان کنم....با رفتارم همه رو بهش نشون میدم....

اگر توی عشق یه روزی شکست بخورم.....

دیگه عاشق کسی نمیشم....عشق اگه عشقه فقط یکیه....

ازدواج نمیکنم....چون یه نفر دیگه رو حیرون خودم می کنم.....

اما.........اگر یه زمان ازدواج کنم فقط به خاطر دهن بندی اطرافیان ازدواج میکنم...

اونم یه ازدواج منطقی...یه جورایی یه معامله....

یه سیاست کاری.....نه یه ازدواج احساسی.....

تا حالا عاشق نشدم....ولی اگر یه زمان هم بشم عقیدم توی عشق اینه.....

حالا دوست دارم بدونم

هر کسی چطوریه....

اگه اومدی اینو خوندی و خواستی نظر بدی عقیدتو بگو....


پی نوشت ۱:یک دم از خیال من نمیروی ای غزال من....دگر چه پرسی ز حال من....

تا هستم من....اسیر کوی توام....به آرزوی توام....

اگر تو را جویم...حدیث دل گویم....بگو کجایی...

(عجیب این آهنگو دوست دام...خیلی قشنگه)

پی نوشت ۲:قول داده بودم که ۲ـ۳ هفته ای برگردم ولی شد یک ماه..

 ..اما برگشتم...

هر رفتی یه اومدی هم داره !!!!!

دیگه خلاصه ما هستیم در خدمتتون.....

اما خیلی دلم برای اینجا تنگ شده بود....

فعلا.....


دوشنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1386
ازدواج...خجالت!!!!

سلام....

خب....حالا پستارو برای بحث میذارم...مثل همون وبلاگ قبلیه....

دوستایی که تو اون بودن میدونن....

 من یه پست میذارم و اونایی میخونن

و نظرشونو نه فقط به عنوانه یه نظر بلکه به عنوان یه همفکری میگن...

منم همون جا جواب میدم....و بحث میکنیم....خب مسلما خیلی چیزا دستگیرمون میشه...


چند وقت پیش بیکار بودم داشتم مجله میخوندم....

درباره ازدواج های اتفاقی نوشته بود...

طرف میگفت مادرم فهمیده من از فلانی خوشم اومده...

گفته خب برایت باید آستین بزنیم بالا و بریم خواستگاری...

من خجالت کشیدم...!!!!!!!!!!!!!!!

یا

رنگ به رنگ شدم...!!!!!!!!!!!!!!

سرمو انداختم پائین....!!!!!!!!!!!!!

هیچی نگفتم.........!!!!!!!!!!!!!!

گفتم هرچی شما بگین....!!!!!!!!

مگه ازدواج جرمه....مگه کار بدیه که آدم خجالت بکشه....

مگه میخواد چیکار کنه.....اینکه بخواد یه زندگی تشکیل بده.....

اینکه بخواد خودش رو پای خودش باشه....مسئولیت زندگی رو قبول کنه....

یه همراه داشته باشه....جرمه؟؟؟؟؟؟؟

نه من میخوام بدونم واقعا چرا ما هنوز مثل دوران مامانه مامانه مامان بزرگمونیم....

بعد ادعا به روز بودنم میکنیم.....مایی که هنوز تا میگن ازدواج سرمونو باید بندازیم پائین...

اصلا نمیتونم درک کنم اونایی در مورد ازدواج خجالت میکشن چه حسی دارن...

اصلا نمیتونم برای ازدواج خجالت داشته باشم

یا چرا باید همه چی رو بسپاریم به پدر و مادر.....من نمیگن اونا کاری نکنن...نه....

با اونا مشورت کنیم....نظرشونو بپرسیم...

ولی نه اینکه خودمون بشینیم اونا کارارو بکنن....یا تصمیم بگیرن....

پسره اینقدر اراده از خودش نداره همسرشو انتخاب کنه....

ادعا بزرگیشم میشه....

مامانش باید راه یفته تو خونه این و اون براش خواستگاری...

.یا دختر انتخاب کنه....بعد بیاد بشینه با اب و تاب به پسرش بگه دختره فلانی خوبه....

آفتاب مهتاب ندیده است...نجیبه...خانمه....

خونه داره...خیاطی بلده!!!!....آشپزیش خوبه...

.اون پسره نره خرم بشینه بگه باشه بریم.....

وای....این یعنی فاجعه...نمیدونم چرا کوچیکش میگیریم..

وقتی این آدمارو میبینم حالم به هم میخوره....

مگه زندگی با آشپزی خوب بودنو....خیاطی بلد بودنو....

گوش به حرف شوهر کردنو!!!!بی سر و زبون بودنو.....خفه شدنو....

تو سری خوردنو.....تو خونه به بچه رسیدنو.....

با اجازه شوهر هر کار کردنو.....و...........زندگی میشه....

خب اگه خوبه مردا هم بشینن تو خونه کهنه بشورن....!!!!

اینجور آدما زندگی رو فقط همین میبینن....دیدشون همینقدره....

چه مردش چه زنش....کاریش نمیشه کرد...یاد نگرفته از عقلش استفاده کنه....

زندگی از دید اینجور آدم یعنی:

زن:

تا بچه است که خب زن و مرد فرقی نداره....دختر بچه و پسر بچه با هم بازی میکنن....

بزرگتر میشن دیگه به هیچ عنوان نمیتونن طرف هم برن که نکنه نجابت خانم لکه دار بشه !!!!

بعد میشینه تو خونه درس میخونه....

از در خونه زیاد بیرون نمیره....

بعد درسش تموم شد...دیپلم گرفت...

خب اگه یه خرده فکرش بازتر باشه میشینه درس میخونه برای دانشگاه....

اگه نه که میینه بست تو خونه خواستگار براش بیاد!!!!

بعدم اگه طرف کار داشت...خونه داشت...یه خرده پولم داشت....

حالا ماشینو خدا میرسونه....که بعله....اینکه من میشناسمش یانه....

اخلاقش چطوریه...دوسش دارم یا نه کیلویی چنده !!!!!!

حالا اگه رفت دانشگاه.....تو دانشگاه بسکه محدود بوده نمیدونه چیکار کنه...

تا یه پسر میبینه نمیدونه باید بگه سلام یا خداحافظ....۱۰۰

 تا رنگ عوض میکنه.....تا طرف هم گفت سلام....

عاشق میشه.....!!!!!براش غش و ضعف میره...

حالا شاید طرف قصدی هم نداشته ولی خانم اونو شوهر خودش میبینه.....

بعدم که معلومه تا یارو گفت خداحافظ کست عشقی میخوره...

از مردا همه بدش میاد...!!!!

بعدم برای خلاصی از این شکست بزرگ با اولین خواستگار ازدواج میکنه...

که عاقبت همه اینا هم معلومه چیه....

حالا مردا:

تا بچه است که خب.....مثل دخترا....

بعد باز جدا میشن....

تو خونه که بزرگتر میشن حرف حرفه اونه....چون پسره خب!!!!

پدر مادر روش دادن....تشویقش میکنن.....

بعدم که میره دبیرستان.....تو دبیرستان هم که قلدر بازی.....کل انداختم با دوستا....

دیپلم که گرفت.....اونم اگه یه خرده عقل داشته باشه میره ادامه میده...

اگه نه که ولگردی تو خیابونا....به اندازه موهای سر دوست دختر داشتن...

آخرشم با یه دختر به انتخاب مامان جون ازدواج کردن....

مبادا یه کدوم از اون دخترا باها دوست بودن خراب باشن....

اگه رفت دانشگاه که دیگه خوش به حالشه....

درس که تموم شد...سربازی....سربازی که تموم شد کار....

بعد کارم انتخاب یه همسر با کمک مامان جون.....

حالا همه هم ینجوری نیست یه تعدادی هم خوبن...

حداقل خودشون تصمیم میگیرن...خودشون انتخاب میکنن...خودشون همدیگرو میخوان....

واقعا اینا یه نقصه بزرگه.....

امیدوارم یه خرده سر عقل بیایم...!!!!!


پی نوشت: رنگش درست شد؟ بازم خبرم کنین....

 

فعلا....


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
اسم:
تعداد بازدیدکنندگان : 21284


Powered by BlogSky.com

آخرین دست نوشته ها
my-beetle = سوسک طلایی !!
(دختر آریایی اسبق)

دیوانه بمانید٬اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید٬
اما بیاموزید که...
بدون جلب توجه متفاوت باشید.

                                      (پائولوکوئلیو)
شناسنامه کامل من...