سوسک طلایی !!
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
گذشته ها
موضوع بندی

شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 19 تیر ماه سال 1387
انتظار / دخترک !!

خیلی وقته که به این نتیجه رسیدم که آدم وقتی انتظار چیزی رو میکشه براش اتفاق نمیفته تا اونو غافلگیر کنه !!

خیلی وقتا اتفاق های زندگی وقتی میفته که آدم انتظارشو نداره ...

وقتی روی این موضوع دقیق بشی میفهمی که واقعا همینجوره !! ....

آدما یه گوشه میشینن و انتظار یه اتفاق رو میکشن در حالی که وقتی حرکت کنن اون اتفاق زمانی میفته که سرشون شلوغه و فکر اون اتفاق اصلا توی سرشون نیست !!

یکی توی جاده رانندگی میکنه فکر اینکه ممکنه بمیره رو نمیکنه و وقتی که انتظارشو نداره میمیره !!

اینم یکی از اون بازیای زندگیه که کافیه یادش بگیری اون وقت میبینی همش تکراره !! ولی به صورت های مختلف .... اینکه همیشه آدما رو غافلگیر کنه

 

دخترک دلش نمیخواست برگرده !!

میدونست برگرده باز ناراحتی شروع میشه گرچه ناراحتی همیشه بود !!

دلش بهش میگفت برگشتن برابر میشه با رفتن همیشه !!

برگشت .... !!

 

پ.ن 1 : میخوام واژه ای به نام پاک کن!! رو راه بندازم ... امشب یا فردا !! 

پ.ن 2 : تازه وارد عزیزم میشه لینک وبلاگت رو برام بذاری میخوام بیام تو وبت !!

پ.ن 3 : یه هدیه دارم که همیشه نگهش میدارم !! تا آخر عمرم

پ.ن 4 : وقتی فکر میکنم دلم میخواد بیارم بالا ( گلاب به روتون !! ) ....

پ.ن آخر : تمام ....!!

 

 

 


شنبه 8 تیر ماه سال 1387
خون ...!!

همیشه از خون خوشش میومد !!

از دیدن خون خودش که روی پوست سفیدش حرکت میکنه غرق لذت میشد ..!!

ولی ...

نه قاتل بود ...

نه خود زنی میکرد ...

نه روانی ...

فقط خون خودش رو دوست داشت !! خون دیگران ناراحتش میکرد

دلش میخواد دستشو بذاره رو چشماش تا نبیندشون !!

ولی وقتی خون روی پوست خودش میدید با اشتیاق نگاش میکرد ...

                  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دخترک ...

فقط یه نقطه ضعف داشت !!

وقتی عصبی میشد صداش میلرزید ... همون چیزی که اونو لو میداد !!

 

پ.ن 1 : دوست داشتن به شرط دوست داشته شدن !!

پ.ن 2 : وقتی ستاره ها رو نگاه میکنم ... به این فکر نمیکنم که ستاره داره چشمک میزنه ...
به این فکر میکنم جو داره حرکت میکنه !!

پ.ن 3 : خیلی وقتا گذاشتم و گذشتم !!

پ.ن 4 : خیلی حرفا توی پ.ن گفته میشه ...

جدید نوشت : امشب به همراه علی و پریا رفتیم بیرون ... به بهونه اینکه بریم چیپس و پنیر بخوریم !! چون من به شدت هوس چیپس و پنیر کرده بودم ...

رفتیم ولی چیپس و پنیر نخوردیم !! ... به جاش شکلات گلاسه و هات چاکلت خوردیم !!

آخر کار علی فال شکلات گلاسه و هات چاکلت گرفت !! جوابش از هر نوع فالی بهتر بود

فال من این بود : نصف زندگیم تاریکه ٬ نصفه دیگش روشن ... الان تو نصفه روشن زندگی میکنم !! تا چند وقت آینده افسرده میشم و وارد مرحله تاریک میشم ....
بعد با دوستان ناباب میگردم و معتاد میشم ... بعد شر و ر میشم !! و بعد میرم ز ن دان !!

بعد چون علی یه حفره دید فهمید من از زندان فرار میکنم  بعد هم دوباره میگیرنم به حبس ابد محکوم میشم و بعد میمیرم !!

این بود انشا درباره زندگی من !!

اینم عکسش :

           

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
اسم:
تعداد بازدیدکنندگان : 23394


Powered by BlogSky.com

آخرین دست نوشته ها
my-beetle = سوسک طلایی !!
(دختر آریایی اسبق)

دیوانه بمانید٬اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید٬
اما بیاموزید که...
بدون جلب توجه متفاوت باشید.

                                      (پائولوکوئلیو)
شناسنامه کامل من...