سوسک طلایی !!
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
گذشته ها
موضوع بندی

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 28 خرداد ماه سال 1387
Back / آمپول ...!!

 ما آدما چند بار در روز یاد گذشته میکنیم ؟!!

چند بار میگیم کاش یا اگر ؟!!

شاید خیلی ها در روز ۱ بار اینکار رو بکنن.. شاید ۲ بار یا شایدم بیشتر !! یکی هم هست که اصلا اینکار رو نمیکنه البته نه همیشه ولی اکثرا ( که اینجور آدما خیلی کم پیدا میشه !! )

خیلی ها هستن که در روز بارها از گذشته یاد میکنن.. حسرت میخورن.. غصه میخورن حتی گریه میکنن !!
وقتی بشینی به حرفشون گوش بدی میبینی میگن کاش فلان روز اینکارو نکرده بودم.. کاش فلان سال اینکارو میکردم !! کاش این حرفو نمیزدم... کاش...
یا ...
اگر اون روز اینکارو کرده بودم... اگه اون سال این حرفو میزدم... !! اگر...

همیشه با اینکار مخالف بودم... اینجور آدا زندگی رو هم واسه خودشون سخت میکنن هم دیگران !! دیگه معنی لذت از زندگی چی میشه ؟

کی میخوان رشد کنن ؟!! کی میخوان رو به جلو حرکت کنن ؟!!

یکی هست که یاد خاطراتش میکنه... میگه یادش بخیر اون روز چه اتفاقی افتاد !! یادش بخیر چقدر از اینجا خاطره دارم و.... این آدم داره یاده خاطراتش میکنه... همیشه هم اینکار رو نمیکنه گاهی اوقات یادشون میفته
اما اونی که همیشه تو گذشته زندگی داره زندگی رو خراب میکنه... اکثر مواقع توی هر کاری برمیگرده عقب... روزها٬ ماهها یا حتی سال ها


زندگی داره حرکت میکنه رو به جلو... انسان موظفه حرکت کنه اونم رو به جلو نه عقب...!! دیروز اگه این اتفاق افتاد٬ افتاده دیگه تموم شد... اگه خوب بود که تلاش کن دوباره این اتفاق بیفته
اگه بد بود تجربه کردی همون بسه... نذار دیگه اتفاق بیفته !!

اگه همیشه تلاش کنیم که توی زمان حال زندگی کنیم برنده ایم ... گذشته فقط برای خاطره و تجربه و آینده برای هدف و پیشرفت !!

همیشه تا زمانی که یادم میاد من با آمپول مشکل داشتم !! الان هم به هرکی میگم که از آمپول میترسم و متنفرم میخنده... میگه زشته !!

خوب میترسم... بین مرگ و آمپول مرگ رو انتخاب میکنم !!
با سرم و آزمایش خون و واکسن هیچ مشکلی نداشتم و ندارم ولی با آمپول چرا ... وقتی سرم بهم میزنن یا ازم خون میگیرن نگاه میکنم ... خوشم میاد !!

چند وقت پیش مریض بودم .... نمیدونم ویروس چی بود !! اونو گرفته بودم... به زور منو کشوندن دکتر... مامان و یکی از دوستام ( م ) همراه من بودن
قبل از اینکه نوبتم بشه به مامانم گفتم نمیای همراه من هاااا... خودم تنها میرم ( چون اگه آمپول میداد میگفتم نه اونم نمینوشت دیگه  !!  )
نوبتم شد ... بلند شدم برم... دیدم «م» بلند شد رفت طرف در اتاق دکتر... گفتم تو نیا !! گفت حرف مفت نزن !!
توی مطب از پشت اونو میکشیدم که نرو تو اتاق... بالاخره رفت !! منم نشستم و به دکتر گفتم چطورم
اونم گفت خوب این یه ویروسه چیز مهمی نیست ... دارو مینویسم یه آمپ....

من : نه !!

دکتر : ول... مینوسم

من : نه آقای دکتر من آمپول نمیزنم سرم بنویسین برام !!

م : آقای دکتر حرف الکی میزنه ... بنویسین آمپولو ...

من : نخیر ... م تو حرف نزن ... نه آقای دکتر سرم بنویسین

دکتر :

م : سسس... جلو دکتر زشته... آمپول رو بنویسین آقای دکتر

من : نههههههه آقای دکتر به خدا آمپول نمیزنم !! اصلا آمپول رو تو سرم میزنم 

دکتر : من هم آمپول مینویسم هم سرم

م : بله آقای دکتر همون آمپولو میزنه... خوبه

من : نه آقای دکتر من آمپولو تو سرم میزنم

دکتر : نمیشه که !! آمپول باید عضلانی باشه

م : مرسی اقای دکتر...

من :

آخرش هم همه دست به دست هم دادن و مجبورم کردن هم آمپول بزنم هم سرم... آمپول رو زدم فشارم افتاد پایین !! بعد که سرم میزدن گفتم : اهه یادم رفتم بگم تو این رگ هیچوقت سرم نمیزنن بزنین اینجا٬ نمیدونم چرا توی اون رگ که میزنن تو برانول خون نمیاد !!

( این حرفا زمانی زده شد که زنه داشت دسته منو با برانول تیکه تیکه میکرد بس که اینو تو دستم حرکت میداد !! )

 

پ.ن 1 : منننن از آمپولللل بدم میاد !!

پ.ن 2 : از آدمایی که توی هر کاری مهارت دارن خیلی خوشم میاد...

پ.ن 3 : اصلا هوا گرم نیست !! اصلا هم برق نمیره !! اصلا هم تلویزیون داغون نشده به خاطر ولتاژ پایین !!

پ.ن 4 : از کی تا حالا بقیه پول رو از توی صندوق عقب میدن ؟!! با آژانس رفتم بیرون... راننده بقیه پولمو از توی صندوق عقب داد

پ.ن 5 : داشتم تایپ میکردم٬ کلید لپ تاپ رو کندم !! ولی تونستم دوباره بزنمش سر جاش

پ.ن 6 : تموم شد

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
اسم:
تعداد بازدیدکنندگان : 21277


Powered by BlogSky.com

آخرین دست نوشته ها
my-beetle = سوسک طلایی !!
(دختر آریایی اسبق)

دیوانه بمانید٬اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید٬
اما بیاموزید که...
بدون جلب توجه متفاوت باشید.

                                      (پائولوکوئلیو)
شناسنامه کامل من...