سوسک طلایی !!
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
گذشته ها
موضوع بندی

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1387
دَنس !!

اهلا و سهلا ..!!

هیچ موضوعی واسه آپ به ذهنم نرسید ...

طبق قانون وبلاگ نویسی که میگه : وقتی موضوعی واسه آپ نداری غر بزن !!

من میخوام غر بزنم .... !!

این چند وقته که همش در گیر درس و مقش بودم  !! علاقه به همه چی پیدا کردم !!

موقع درس خوندن که میشه و تصمیم میگیرم که برم درس بخونم به هر کاری علاقه مند میشم !! واقعا دلم میخواد از صبح تا شب برم مگس کش بگیرم دستم دونه دونه مگسارو تضعیف روحیه کنم بعدم بالشونو بکنم ... !!
چند وقته من شنا نرفتم ؟!
چند وقته راکت نگرفتم دستم ؟!
چند وقته چکمه سوارکاری یه جا افتاده ؟!
به برنده به قید قرعه جایزه داده میشود !! جایزشم نمیگم تا هیجان داشته باشه

چقدر برنامه داشتم ... همشونم داره خاک میخوره !! جدا کی به خودش اهمیت میده ؟
همه در تکاپوی کار کردن و پخت و پز و .... گیر کردن ... انگار هیچ کار دیگه ای واسه انجام دادن نیست !!

به نظر من کار ... واقعا عالیه و حتما باید توی زندگی هر کسی باشه !! وگرنه باعث میشه آدم بیش تر کسل بشه ولی .. !

خیلی وقت پیش یه فیلم دیدم ... خیلی خوشم اومد ... یه مدرسه بود !! .. اما مدرسه ر*قص بود جدا اگه اینجور جایی اینجا بود من الان داشتم اونجا تا*نگو میرقصیدم

دوتا ر*قص رو خیلی دوست دارم که یکیش اسپانیایی یکیشم تا*نگو !! میدونم اشتهام عالیه !

حالا یه زوج واسه ر*قص ... پیدا کنید پرتقال فروش را ؟

 

* اونقدرام که فکر میکردم زندگی زرنگ نیست فقط یه سری دستور العمل از قبل تعیین شده داره که کافیه اونو بفهمی .. چند سال پیش یه جمله خوندم از یه نفر که گفته بود « هر چیزی زمانی رخ میده که تو انتظارشو نداری » ... واقعا همینطوره .. فکر کن !! امتحان کن !!

 

پ.ن ۱ : میخواستم به جای این پست ٬ یکی از پستای میگه رو بذارم .. ولی دیدم الان اونقدر انرژی دارم که اگه درباره ر*قص حرف بزنم خیلی بهتره تا درباره میگه !!

پ.ن ۲ : چند شب پیش ( ساعت ۱۱:۳۰ ) یکی از فامیلاداشت خداحافظی میکرد میرفت .. بعد برگشت به مامان گفت: شو بخیر ( شب بخیر !! ) ... مامانم جواب داد ... دیدم طرف مات شد !! نگو مامان در جوابش گفته صبح بخیر !!

پ.ن ۳ : خیلی وقت پیش زنگ زدم خونه یکی از دوستام ... یا مامانش گوشی رو برداشت یا باباش درست یادم نیست ... بعد از حال و احوال معمولی گفت سلام برسونین گفتم چشم بزرگیتونو میرسونم !! اخر بارم گفت منزل خودتونه ... منم گفتم چشم بزرگیتونو میرسونم !!

پ.ن ۴ : کاش خیلی وقتا ادما یاد میگرفتن که هر چیزی رو از هم تفکیک کنن !!

پ.ن ۵ : من روابط دوستانه رو بهترین میدونم ...

پ.ن ۶ : بی تفاوت بودن خیلی خوبه ... فقط یه حسی بهم میگه خر حسابم نکنن یه وقت !!  

پ.ن ۷ : خیلی وقت پیش یکی از همکلاسم که من هیچ رابطه ای باهاش ندارم جز حال و احوال زنگ زده به من ۷۰۰۰۰۰ تومن پول از من میخواد !! چند وقت پیشم تولد دعوت بودم از من توقع داشتن کادو لپ تاپ هدیه بدم چون طرف چند وقته دنباله کامپیوتره !!

پ.ن ۸ : خدافظ !!


 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
اسم:
تعداد بازدیدکنندگان : 21283


Powered by BlogSky.com

آخرین دست نوشته ها
my-beetle = سوسک طلایی !!
(دختر آریایی اسبق)

دیوانه بمانید٬اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید٬
اما بیاموزید که...
بدون جلب توجه متفاوت باشید.

                                      (پائولوکوئلیو)
شناسنامه کامل من...