سوسک طلایی !!
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
گذشته ها
موضوع بندی

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 22 تیر ماه سال 1386

خسته ام..

خیلی خسته....

بابا کم آوردم....

کی گوش میده؟!!نه دلم گرفته....نه اعصابم خرده....نه هیچی دیگه....فقط کم آوردم...

این دیگه چه امتحانیه؟فکر کنم رد شدم...

نه شاید قبولم...ولی در ازای چی؟

ولی میتونم افتخار کنم و بگم........

داری این نوشته هارو میخونی...

اما اگه میخوای فقط بخونی و هیچی نفهمی و بیای بگی سخته...آره....

قشنگ بود....میگذره....تو باید محکم باشی و هر حرف .... دیگه

...همین الان راتو کج کن برگرد...

اما نه اگه میتونی درک کنی....

بفهمی حرف الکی نمیزم...

بفهمی چی میگم...معنی حرفامو بفهمی....

اون موقع بهت توصیه میکنم تا اخرش رو بخون بعد بیا نظر بده...

۲ سال....کمه....اما زیاده....

برای یه امتحان کوچیک زیاده....بابا تو که برات کاری نداره...

توی یه ثانیه امتحانتو میگیری و قبول یا رد میکنی....بابا خدا...

چرا برا من این همه...

همه یه مشکلایی دارن...میدونم...همتون یا ورشکست شدین....یا موفق شدین...

یا یه سرمایه دارین...یا یکی روسپیه....یا اون یکی فقط میاد فحش بده...

اون یکی میاد که بخندونه...اون میاد که بره....یکی دیگه میاد که غماشو بگه....

من اومدم که بحث کنم....اومدم که یه یادگاری اینجا داشته باشم

اومدم که خیلی چیزا یاد بگیرم و گرفتم....

اما امشب اومدم بگم....بابا بسه....

کم آوردم دیگه....هر چی هیچی نمیگم...یه چیز تازه...یه اتفاق نو...

 

پ.ن ۱:میدونم هیچکس نفهمید من چی گفتم...اما بخونین...تا آخرش

پ.ن ۲:دلسوزی نکنین ولی همرام بیاین....

پ.ن ۳:تا آخرش باشین مخصوصا دوستام...خودتون میدونین که کیا هستین....

پ.ن ۴:مهران(شهرام)باز قاطی کردی....میدونم آبجیتو تنها نمیذاری....

پ.ن ۵:بگذر زه من ای آشنا چون از تو من گذاشتم....

پ.ن ۶:دلم یه ریزه گریه میخواد...

پ.ن ۷:دلم یه جیغ بنفش میخواد...

پ.ن ۸:دلم میخواد یه خرده رمانتیک باشم...اما هیچوقت نبودم...

پ.ن ۹:همیشه کارم با منطق بوده....همیشه خشک...

پ.ن ۱۰:دلم میخواد فقط یه شب خواب ببینم که چه اتفاقی قراره برام بیفته؟

پ.ن ۱۱:فقط یه کوچولو....یعنی میشه خدا؟

پ.ن ۱۲:اون میگه ها که توی وبلاگ مینویسم مال من نیستن...به کی بگم

پ.ن ۱۳:عشقکم....عزیزم...گلم....نفسم....قربونت برم الهی...پیش مرگت بشم

دوست دارم....از این ۷ تا متنفرم....

 


شنبه 16 تیر ماه سال 1386
میگه (۵)

میگه نمیتونم فراموشش کنم....

میگه اون یه چیز دیگه بود....

میگه اون با همه فرق داشت....

میگه من شکست خوردم....

میگه اون خانمه هم مثل من تو عشق شکست خورده....

میگه هیچی بین من و اون خانمه نیست....

میگه دوسته هم....

میگه تا آخرش....

میگه یه دوسته ویژه.....

میگه بهترین دوستم.....

میگه من ازدواج نمیکنم....

میگه اگر ازدواج کنم به خاطر پدر و مادرمه....

میگه من رابطمو قطع نمیکنم حتی اگه همسرمو طلاق بدم......

میگه تا آخرش هستم به قیمت جدایی....

میگه اگه طلاق بگیره من باهاش ازدواج میکنم....

میگه عذاب وجدان داشتم....

میگه الان راحت شدم....

میگه......

میگه......

میگه......

میگه......


پنجشنبه 14 تیر ماه سال 1386
روز خاص...

                                                      

سلام

امشب یه شبه خاصه....

فردا هم یه روزه خاصه...

روز مامانا....روز مادرای مهربون...

من نه بلدم قلم به دست بگیرم و یه متنه خیلی عالی بنویسم...

نه بلدم خیلی عاشقانه بنویسم....

خیلی ساده مینویسم...برای خودم و دلم...

من خودمو میگم...میدونم همه هم یه وجه مشترکی با من دارن....

از همون اولش خیلی دردسر داشتم.....از همون ثانیه های اول....

با دردسر به دنیا اومدم....اول نفس نمیکشیدم....

شاید خدا شک داشت که من باشم یا نباشم!!!

 مامان کلی سر ین مساله حرص خورد....

بعد که بزرگ میشدم یه دختره شیطون...

که هم بازیهاش همه پسر بودن و حرکاتشم مثل اونا بود....

نه عروسک میگرفتم دستم...نه وسایل آشپزی.....ماشین داشتم و هواپیما....

باز بزرگ شدم....بازم مثل همه اونای دیگه اذیت میکردم.....

میدونم خیلی مادرمو اذیت کردم....اما همیشه از ته دل دوسش داشتم...

یه مامان مهربون...که از هیچ کاری برام دریغ نمیکنه....

خیلی نگرانمه...اما همیشه پشتمه...همراهمه....هیچوقت تنهام نذاشته....

بیشتر از یه مادر یه دوست بوده برام.....

مثل دوستای دیگم...با اون میرم بیرون.....

با اون شیطونی میکنم و اونم مثل همسانای خودم پا به پام میاد...

همینم باعث شده ازش نترسم...خیلی مسائل رو باهاش در میون بذارم...

درباره خیلی چیزا باهاش حرف بزنم....خیلی سوالارو ازش بپرسم...

اما خب....بعضی وقتا یه کاری میکنم که از دستم خیلی ناراحت میشه....

خودم بعدش پشیمون میشم....اما خب....میبخشه....

چون مادره.....کینه به دل نمیگیره....

میدونم اگه یه روز نباشه امکان نداره بتونم زندگی کنم....

چون بهترین دوستم و همراهمه...

از همین جا روز مادر رو بهش تبریک میگم.. ..این گل برای مامان گلم...

همینطور به همه مادرای عزیز....چون خیلی زحمت میکشن....

امیدوارم همیشه سایه مادرا بالای سر ماها باشه....

روز زن رو هم تبریک میگم....

فعلا...


دوشنبه 11 تیر ماه سال 1386
اینجا عنوانی ندارد !!

سلام....

خب...من برگشتم...یه سفر ۴ روزه....مرسی از همه...

ببخشید من یادم رفته بود تاییدی نظرارو بردارم....

تاییدی داشت......اونجا هم سعی کردم بیام کافی نت ولی وقت نشد...

امروز که اومدم سریعا اومدم و نظرارو تایید کردم....

اعلام کنم که اونایی گفته بودن سوغاتی بیار...من دیر فهمیدم....

نظرارو ندیده بودم وگرنه سوغاتی میاوردم (عمرا...!!)

اتفاق اونجا زیاد افتاده....سوتی هم که خیلی...

اما اینجا جاش نیست که تعریف کنم...

اتفاقارو توی اون وبلاگ تعریف میکنم....

هرکی مایل بود بخونه مراجعه کنه به آدرس زیر :

http://eraser.blogsky.com

فعلا موضوعی ندارم که دربارش صحبت کنیم....باشه تا بعد....

 

فعلا....


چهارشنبه 6 تیر ماه سال 1386
سفر...

سلام...

اومدم دوباره یه خداحافظی کوچولو بکنم....

این بار دیگه ۱ ماهه نیست...

دارم میرم مسافرت...خوش گذرونی کسی نمیاد؟

فردا میرم...دوشنبه برمیگردم...

فردا ۱۰ تا ۲ کلاس دارم.....۳:۳۰ هم پروازه...

آیا من به هیچی میرسم؟آیا جونی برای من خواهد ماند؟

دیگه همین....

دوستان اگه نیومدم نگین مرده؟

خیال همگی راحت من زنده ام اما فعلا اینجا تشریف ندارم..

حالا ممکنه بتونم بیام نت....معلوم نیست....


پ.ن:یه موضوع رو اینجا عامیانه اعلام میکنم....

وبلاگ واژه ای به نام پاک کن! هم ماله منه....

http://eraser.blogsky.com

خوش باشین....

فعلا...

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
اسم:
تعداد بازدیدکنندگان : 21281


Powered by BlogSky.com

آخرین دست نوشته ها
my-beetle = سوسک طلایی !!
(دختر آریایی اسبق)

دیوانه بمانید٬اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید٬
اما بیاموزید که...
بدون جلب توجه متفاوت باشید.

                                      (پائولوکوئلیو)
شناسنامه کامل من...